«ققنوس افسانه نیست» در گرامیداشت نخستین سالروز در گذشت حسنعلی صارم کلالی

«ققنوس افسانه نیست»

در گرامیداشت نخستین سالروز در گذشت حسنعلی صارم کلالی
خاک پاک میهن گرفتار چکمه های اهریمنی دشمنان آزمند شده است . میهن شهر آشوب نا بخردی کاربدستانی است که اندیشیدن به میهن وملت در قاموس آنان بیگانه است.ملتی ستم دیده از جفای دشمنان داخلی و خارجی تنها چشم امیدش به جانفشانی آزاد مردانی است که مبارزات آنان در این آشفته بازار میهن بلا دیده تنها روزنه امید ملت است.
درشهریور 1320 در کشورمان بار دیگر ققنوس ها از خاک بر می خیزند تا افسانه بودن ققنوس را به سخره درخشش آزادگان گیرند.آزاد مردانی با دستانی خالی و اندیشه ای آکنده از عشق و ایمان به سر فرازی میهن و ملت ،رستاخیز نوینی را در تاریخ ایران دیرینه سال پدید می آورندکه رمز گشای پیروزی آنان در کارزار با دشمنان بیگانه و مزدورانشان می شود.
«حسنعلی صارم کلالی»مردی از تبار همه آزادیخواهان میهن بود که نام پر افتخارش بر تاریک تاریخ مبارزات ملت ایران مانا شد.در کوران رویدادهای میهن که ناشی از جنگ جهانگیر دوم بودتنی چند از پاکبازان میهن مکتبی را نوشتند که توانست اندیشه ای را در ایران بنیان گذارد که سر آغاز پویایی اندیشه میهن پرستی ایرانیان شد.
صارم کلالی در کنار دیگر میهن پرستان دوران خویش از جمله بنیان گذاران «مکتب پان ایرانیست» و دبیر حزب «نبرد ایران» بود که چندی بعد با تاسیس» حزب ملت ایران» بر بنیان پان ایرانیست به عنوان نخستین دبیر این حزب بر گزیده شد .وی در همه عمر پر بارش به راستی میهن پرستی بود که به دور از هر گونه هیاهو و خویشتن خواهی های مرسوم در جریانات سیاسی هیچگاه از مدار اخلاق سیاسی و آرمان های میهنی خارج نشد و آنگونه زیست که شایسته یک انسان آزادیخواه مبارز است.
در 13 آبان 1390 سر انجام جسم پاک این بزرگ مرد به خاموشی می گراید تا به خاک میهن بپیوندد. اما کدام مبارزمیهن پرستی است که «صارم کلالی این فرزند ایران زمین» را بشناسد و مرگش را باور نماید؟مرگ را این بزرگ مردان سالها بود که به بازی ایمان خویش گرفته بودند.و این نیستی بود که از صلابت ایمان آنان به جاودانگی، گریزان ابدی شده بود.اندیشه او بی گمان اینک در وجود بسیاری از جوانان و میهن پرستان این خاک اینک زنده و پویا است و راهش همچنان پر رهرو خواهد ماندو این است راز جاودانگی ققنوس.
یادش را در نخستین سالروز درگذشتش گرامی می داریم و یاد آور خواهیم شد که همچنان بر پیمان خویش برای سر فرازی و نیک روزی میهن و ملتمان ،استوار ایستاده ایم .
«روانش شاد و نامش مانا و راهش پر رهرو باد»
پاینده ایران
خسرو سیف
تهران 13 آبان ماه 1391